ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
90
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
محمد گفت : براى چه ؟ عايشه گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه به زنان خود مىگفت : روزى را مىبينم كه سگهاى حوأب به يكى از شما زنان پارس مىكنند ، حميرا مبادا تو باشى . محمد بن طلحه گفت : خدايت رحمت كند ، پيش برو و اين سخن را رها كن . عبد الله بن زبير پيش آمد و گفت : آبگاه حوأب را اول شب پشت سر گذاشتهايم . عبد الله در اين ميان عدهاى از اعراب بيابانگرد را آورد ، آنان نيز به دروغ سوگند ياد كردند كه اين جا آبگاه حوأب نيست . و اين نخستين گواهى است كه در اسلام به دروغ گفته شده است . وقتى لشكريان به بصره نزديك شدند ، عثمان به حنيف فرماندار بصره ، چنين گفت : مردم ، شما با خدا بيعت كرديد و در ادامه گفت : « دست خدا بالاى دستهاى شماست ، و هر كه بيعت را بشكند ، به زيان خود شكسته است و هر كه بدان بيعت كه با خدا بسته است وفا كند ، او را مزدى گران دهند . » ( فتح ، آيهء 10 ) . به خدا سوگند ، اگر على كسى را مىشناخت كه از او به كار خلافت شايستهتر باشد هرگز كار خلافت را بر عهده نمىگرفت . اگر مردم با كسى ديگر بيعت مىكردند ، على نيز با او بيعت مىكرد و از كسى كه حكومت را به دست آورده است پيروى مىكرد . على به هيچ يك از صحابهء رسول خدا ( ص ) نيازى ندارد و هيچ كس نيز از او بىنياز نيست . او مردم را در نيكىهايشان همراهى كرده است ولى مردم از همراهى او در نيكىها كوتاهى كردند . طلحه و زبير با على بيعت كردند در حالى كه خداوند نمىخواست . آنان قبل از آن كه دوران شيردهى به پايان برسد آن را قطع كردند . آنان دوران شيردهى را قبل از تولد و دوران تولد را قبل از دوران باردارى به پايان بردند ، در حالى كه پاداش خداوندى را از مردم خواهان هستند و ادعا مىكنند ، از روى ناچارى با على بيعت كردهاند . اگر آنان از روى ناچارى بيعت كردهاند ، مىتوانستند سخنى را بگويند ولى پيروى نكنند . مردم ، بدانيد هدايت در آن چيزى است كه همهء مردم آن را پذيرفتهاند و مردم با على بيعت كردهاند ، مردم نظر شما چيست ؟ حكم بن جبل عبدى برخاست و گفت : اگر آنان وارد شهر ما شدند ، با آنان بجنگيم و اگر توقف كردند به ديدار آنان برويم . به خدا سوگند من از اين كه با آنان تنها رو برو شوم باكى ندارم . اگر چه زندگى را بسيار دوست مىدارم . من از هيچ چيزى در راه حق هراس ندارم ، و از اين كه در اين راه حركت كنم هيچ گونه حيله و زشتى را مستمسك خود قرار نمىدهم . اين دعوتى است كه كشتهء آن شهيد است و زندهء آن رستگار . اين جنگجوى زره پوشيده همراه توست .